سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

361

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ونيز اين فعل فسق وعصيان [ است ] كه مخاطب آن را به دليل آية ( وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ ) ( 1 ) بر صحابه ممتنع مىداند ، اگر أهل سنت پاس كلام خود دارند ومرد ميدان اند ، تأويل وتوجيه اين فعل شنيع صحابه ارشاد كنند ووجه صحّت آن بيان نمايند ؟ ! واگر كسى به اقتداى ايشان - العياذ بالله ! - اين فعل را به عمل آرد أو را مهتدى گويند والاّ تكذيب خود وسلف خود نموده ، مسجّل به كذب ايشان در دعاوى كاذبه عدالت وخوبى جميع صحابه بنويسند . وآنچه ابن روزبهان - بدون دليلي به محض تشهّى نفس - أنصار را ، شبان وجوانان ايشان تخصيص كرده وگفته كه : حكماى وذوي الرأي ايشان اين سخنان نگفته بودند . پس ضررى به شيعه وفايده به أهل سنت ندارد ، غرض شيعه همين است كه در أنصار وصحابه اين قسم اشخاص هم بودند كه حالشان اين است كه بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) زبان طعن دراز مىكردند ، پس آنچه أهل سنت از غايت سفاهت مدح أنصار وصحابه را عام مىگيرند ، وجميع فجار وفساق را در آن داخل مىسازند وبه آن وسيله اثبات مدح وجلالت شأن شيوخ ثلاثة واتباعشان مىخواهند ، باطل واز حليه صحت عاطل باشد ، وفيه المقصود ،

--> 1 . الحجرات ( 49 ) : 8 .